كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

688

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

يافت عنان جواد خوش خرام قلم به صوب رقم معهود بايد تافت . ميرزا سلطان محمد در آن زمان كه در عراق و اصفهان آهنگ خلاف حضرت خاقان سعيد ساز مىنمود ، امير حاجى محمد قنا شيرين « 126 » در آن پرده با شاهزاده دمساز بود و چون عنايت پروردگار عنان سلطنت آن بلاد و ديار به قبضهء اقتدار آن پادشاه كامكار داد ، ميرزا سلطان محمد تمام اختيار و اقتدار و زمام حل و عقد و قبض و بسط مصالح جمهور در كف كفايت و درايت امير حاجى محمد نهاد و هرچند امير حاجى محمد كه در مهمات ملك و مال در كمال استقلال بود ، اما سرانجام مهمات چنانچه مىبايست نمىتوانست نمود و جناب دستور اعظم ، سلطان وزراء العالم ، مستخدم عظماء الآفاق ، مستتبع الامراء باتفاق ، خواجه غياث الدين پير احمد كه قريب چهل سال به ميامن دولت و اقبال حضرت خاقان سعيد ضبط و نسق دولت و دارايى مملكت در ايران و توران به قبضهء كفايت و عهدهء درايت آصف مشاراليه مقرون بود و عرصهء بسيط به صيت كارگذارى او مشحون و چون جناب آصف در سلك امراى عظام ميرزا سلطان محمد انتظام يافت آفتاب التفات خاطر انور آن پادشاه بر احوال فرخنده مآل او تافت و در منزل گندمان منصب امارت ديوان اعلى به آصف مشاراليه تفويض نمود و مهمات ملك و مال من حيث الأستقلال به حسن راى ممالك آراى او رجوع فرمود و چون ميرزا سلطان محمد سرير مملكت خراسان را مشرف ساخت و لواى سلطنت در غايت عظمت برافراخت ، امير حاجى محمد سپاه و رعيت اين ولايات را به مصادرات و مطالبات مؤاخذات بليغ نمود و اركان دولت هرچند منع كردند فايده نبود چنانچه خواطر و ضمائر به كلى متنفر شده روى به سوى اردوى ميرزا ابو القاسم بابر آوردند . ميرزا سلطان محمد چون بر اين احوال وقوف يافت دانست كه اگر در تدارك اين مهم تغافل ورزد به جايى خواهد رسيد كه امكان تدارك نخواهد ماند . نخست تدبير كار ميرزا علاء الدوله فرمود كه از ديرباز در كنف رعايت او بود و سلطنت مملكت گرمسير و داور زمين را به نواب او

--> ( 126 ) . ايضا ص 162 : كه در زمان خاقان فردوس مكان داروغهء كرمان بود .